
بالاتر از خیال، رؤیای بی نظیر!در دام واژه ات، طبعم شده اسیرمن نیشتر زنم، بر قلب دفترماز عشق آن قنات، از شوق آن کویردر گرمی تموز، ابیاتْ چون نسیمدر چلّه ی بلند ، مانند زمهریردر وصف حال تو، این شد بیان منیک قطعه از بهشت، با مردمی بصیرسرو صنوبرت، بر قلب سبز تومانا وسربلند، اِستاده چون امیردر بازی فلک ، با چیدمان دوستشد مات روی تو ، هم شاه و هم وزیرای مادر وطن ، پرچین دامنتهم مأمن صغیر، هم مدفن کبیربر خوان لطف تو، یکسان نشسته اندعمری کنار هم، دارنده وُ فقیرهم سو و هم قدم ، چون موجْ سربلندمحض دل وطن ، پیغام این حقیردور از وجود تو، اسفاد شعر منآماج تفرقه ، چون قصه ی اخیردر غربتم ولی، در وصف روی توگفتم ترانه ای، در قامت سفیرشاعر:اعظم اسماعیلی ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ بخوانید...
ادامه مطلب
هبه نامه مرحوم'>مرحوم خواجه میرزا هادی به فرزند ارشدشان حاج محمدباقر غفاری (غواص) تصویر: آقای محمدعلی غفاری...
ادامه مطلب
تصويرو خبر: روحاني محترم آقاي محمدرضا دلير + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 7:43 توسط محمدرضا اسماعیلی | بخوانید...
ادامه مطلب
بیان مساله حجاب به زبان کودکانه درحلقه شهید نظرجانی، مسابقه واهداء جوایز، تشکیل حلقه حجاب. خبر و تصویر: خانم شهریاری...
ادامه مطلب
تصویر: آقای علی بهاری منش (باسودگر)...
ادامه مطلب
با عرض سلام وادب.یکی دیگر از جشنهای ما ایرانیانچهار شنبه سوری میباشد..چهار شنبه سوری جشن پایان سال است که از دیر باز رسم بر آن بود که چهارشنبه اخر سال را در یک دورهمی با برافراشتن اتش با سرما خدا حافظی کرده وبه استقبال بهار میرفتند..این جشن از اولین جشن ها ومناسبتهای نوروزی میباشد.شمار زیادی از این قبیل جشن ها ی متفاوت در صفحات تاریخ ما گم شده است وبه فراموشی سپرده شده که امید است با رعایت مواضین ومقررات حافظ این چنین رسوممان باشیم.در ایام قدیم مردم دور هم جمع شده واتش بزرگی برافراشته که تا صبح دوام داشته باشد ودور ان حلقه میزدند و از روی ان میپریدند ودر این هنگام تمام غم وغصه های خود را به اتش میسپردند واز اتش انرژی میگرفتند واین جمله را تکرار میکردند( زردی من از تو ،سرخی تو از من) .ولی در ...
ادامه مطلب
با سلام و احترامقدیما گل های زعفرون مثل امروز ارزشمند نبود. بازاریابی ضعیف . عدم شناخت مردم از زعفران . استفاده زعفرون بعنوان اولویت آخر و از همه مهمتر اینکه همه مردم همزمان با هم بصورت انبوه گل داشتند بنابراین گل ها باید خارج از منطقه پر می شد و معمولا به قائن برای فروش و پر کردن ارسال می شد.اما تقریبا ۸۰ درصد گل توسط خانواده ها پر می شد چرا که امکان ارسال گل ضعیف بود. پر کردن گل و یا گل وه کنی هم کاری آسون نبود. هر نفر در بهترین حالت می توانست در روز ۵ کیلو گل پر کند. خستگی ناشی از کارهای روزانه . چیدن گل . طی کردن مسیر و مشق و تکالیف روزانه باعث می شد تا گل واکنی کمی آسان تر باشد. گل پر کنی علاوه بر خستگی،شور و حال خاصی هم داشت. پر کردن گل روی پشت بام و دیوار حیاط ، سرچهار راه قلعه، ...
ادامه مطلب
سايه سار خنك درخت گردوي مرحوم كربلايي محمدصادقي و درختان سر سبز باغ كربلايي محمدرحيم رجايي و ازدحام آبيارها، تنها افسانه هايي است مربوط به گذشته و دوره رياست اين چهارراه به پايان رسيده و تنها نامي ناآشنا براي نسل جديد بجا مانده، افسانه اي كه تكرار آن محال و دور از ذهن است. بخوانید...
ادامه مطلب
جناب آقاي حاج حسين محمدي و حاجيه خانم: گرامی باد مقدمتان که آمیخته با غبار کعبه ، صفای مدینه و معطر به عطر قبور ائمه بقیع است . . .حجکم مقبول سعیکم مشکور بخوانید...
ادامه مطلب
پس از دو سفر با خاطرات خوش و به یادماندنی به شاسکوه ،در ۲۵آذر ۸۸ به همراه محمدعلی غلامی شاگرد ارشد باشگاه کاراته استاد صمصام،راهی سفر به شاسکوه شدیم.اما ایندفعه نه از مسیر دوازده امام و نه از مسیر پیشان شاهرود بلکه راهی سخت و دشوار را انتخاب کردیم.ساعت ۵ صبح از شهرستان قاین به اسفاد آمدیم و ساعت ۶صبح کوله ها را بستیم و از روی یال ابشار چراغان اسفاد بالا شدیم .هوا سرد بود ودر طول مسیر یکی دو دفعه آتش روشن کردیم.مغرور و پر انرژی به راه افتادیم .لباسهای سفید کاراته به شهامت و استقامت ما می افزود...بر این باور بودیم که در این وقت از سال تنها کسانی که به شاسکوه میروند ما هستیم .چون هم هوا خیلی سرد بود و هم خطرات حیوانات درنده وجود داشت. اما به مسیر خود ادامه دادیم و با کشیدن ایبوکی (دم و بازدم )ه...
ادامه مطلب
سالهاي نوجواني ما مصادف شده بود با دوران مديريت آقاي سنجري و توران خانم در خانه بهداشت كه از شانس بد ما زخم سالك هم در اسفاد شايع شد و اكثر بچه ها را درگير كرد بخصوص اينكه پشه سالك بيشتر در صورت و دستها نيش زده و ايجاد عفونت ميكرد و آمپولهايي كه براي اين بيماري تجويز شده بود بصورت مناصفه در حاشيه زخم هم بايد تزريق ميشد. زخم سالك نويسنده بر روي گونه چپ بود كه روزانه بعد از مدرسه به خانه بهداشت رفته و دو عدد آمپول در لگن و صورت را تا مدت 15 روز تحمل ميكرديم روزهاي سختي بود بويژه كه بچه بودم و ترس از دكتر و آمپول هم داشتم و از طرفي تزريق آمپول بر روي صورت بسيار دردناك و چندش آور بود ولي با سعه صدري كه در مسئولين خانه بهداشت بود آن روزها را بخوبي پشت سر گذاشتم آرزوي سلامتي و طول عمر با...
ادامه مطلب
سفر به شاسکوه سال۸۶ به همراه آقایان مصطفی حکمتی پور ،میثم حکمتی پور،جواد واحدی،حجت واحدی،مسعود عظیمی،وحاج خداداد حکمتی پور عزم زیارت شاسکوه را کردیم...اما بدلیل اینکه ما جوان ها راه شاسکوه را که از پیشان شاهرود اسفاد بود بلد نبودیم برای راه بلد و راهنما حاج خداداد که اعلام آمادگی کردند و از قدیم مسیر را بلد بودن راهی سفر کردیم...به رسم قدیم یک بزغاله را از حاج خداداد خریدیم و با خودمان نیز بردیم...صبح زود بار وبنه را بستیم و با پای پیاده حرکت کردیم...در محل بشکه قیری که در پیشان شاهرود اسفادهست(معروف به بشکه علامت) توصیه های راهنمای باتجربه حاج خداداد را شنیدیم و پس از استراحت کوتاه با کوله های پشتی خود حرکت کردیم...اما در ابتدای راه مشکلی پیشامد و علی رغم اینکه ما شنیده بودیم که در مسی...
ادامه مطلب
u200dیکی از سرگرمی های کودکی ما بازی با حیوانات درون خاک بود.یک حیوانی که در خاک لانه می سازد و در اسفاد در تابستان به فراوانی دیده می شود در زبان عامیانه کوکو نام دارد.مورچه گیر یا(کوکو)حیوانی است با آرواره های گازانبری که لانه خود رابه شکل گودالی گرد و کوچک می سازد و داخل آن در کمین حشراتی مثل مورچه می ماند.وقتی یک مورچه یا حشره ای دیگر داخل این گودال می افتد به سختی می تواند از این دام بیرون بیاید وچون کناره های داخلی این گودال خاک نرم دارد باعث لرزش شده و کوکو متوجه به دام افتادن حشره می شود و برای شکار از درون خاک به سطح زمین و داخل لانه می آید و حشره در دام افتاده را شکار می کند.حالا مابچه ها برای اینکه کوکو را از داخل خاک به سطح گودال بکشانیم و بتوانیم این ...
ادامه مطلب
باسلاماکنون در سراسر کشور جهت حفظ رسوم قدیم برنامه ریزی میشود تا مردم هر دیار اصالت خود را حفظ نمایند که در این راستا روستای ما زیر صفر است نه اینکه حفظ رسوم نکرده ایم بلکه با پافشاری ندانسته برحذف انها بر امدیم وفکر نکردیم کسانی که این رسوم را پا نهادند چه ایده ونظری داشته وچه زحماتی در راه جا انداختن انها کشیداند .یکی از این رسوم حنا بندان بوده ، چند روز قبل از عروسی کسانی بودند که با پوست حیوانات دف ودهل درست کرده وشب حنا بندان بعد از حنا کردن دست وپای عروس وداماد و رقص وپای کوبی اقوام در خانه داماد تا صبح مشغول بیت خوانی وهمان سرصوت خوانی وضبط صدا که کاری بسیار ماندگار بود مشغول شادی وسرور بودند وکم کم که پیشرفت کردیم بعد حنا بندان وقتی دست وپای داماد را حنا می بستند ودست داماد بیچاره از...
ادامه مطلب
تصوير و خبر: آقاي سجاد حسيني...
ادامه مطلب
قلعه از هم به در شده مردم حرف ها بي اثر شده مردمكسي اينجا به فكر موندن نيست نفسي ديده ام در اين تن نيستهمه در فكر شهر و شغل قشنگ حرفه هاي پدر شده كم رنگپيرها مانده اند پابرجا همچو كوهي به روي اين صحراخونه ها پر سفر شده مردم  ...
ادامه مطلب
تصوير: آقاي هادي اسماعيلي تصاوير تكميلي در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
با تشکر از حاج محمدعلی فردوسی بابت ارسال این تصاویر زیبا.دو تصویر اول مربوط به 22 بهمن سال 1362 می باشد که در مدرسه قدیم واقع در بالاتر از منزل کربلایی غلام نبی شهریاری، و زمین کشاورزی فعلی که الان در اختیار حاجی مطلب است اجرا می شد دوستان قدیمی به خاطر دارند که رمین والیبال هم در این مدرسه مهیا بود و سمت بالا و پایین مدسه هم دو ردیف درخت انار بود که خیلی با صفا بود. تصویر سوم مربوط به سالهای قبل از زلزله سال 1376 است که در ورودی مدرسه ای که جنب خانه بهداشت فعلی است برگزار میشد که الان خرابه های این مدرسه پابرجاست. بخوانید...
ادامه مطلب
چطور می توانیم میزبان خوبی برای کرونا ویروس نباشیم؟ابراهیم ابراهیمی کارشناس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در خصوص نحوه تعامل با این مهمان ناخوانده مطلبی را منتشر کرد که خواندن این مطلب در شرایط فعلی می تو...
ادامه مطلب
تصوير: آقاي غلامعلي دلير...
ادامه مطلب