
بالاتر از خیال، رؤیای بی نظیر!در دام واژه ات، طبعم شده اسیرمن نیشتر زنم، بر قلب دفترماز عشق آن قنات، از شوق آن کویردر گرمی تموز، ابیاتْ چون نسیمدر چلّه ی بلند ، مانند زمهریردر وصف حال تو، این شد بیان منیک قطعه از بهشت، با مردمی بصیرسرو صنوبرت، بر قلب سبز تومانا وسربلند، اِستاده چون امیردر بازی فلک ، با چیدمان دوستشد مات روی تو ، هم شاه و هم وزیرای مادر وطن ، پرچین دامنتهم مأمن صغیر، هم مدفن کبیربر خوان لطف تو، یکسان نشسته اندعمری کنار هم، دارنده وُ فقیرهم سو و هم قدم ، چون موجْ سربلندمحض دل وطن ، پیغام این حقیردور از وجود تو، اسفاد شعر منآماج تفرقه ، چون قصه ی اخیردر غربتم ولی، در وصف روی توگفتم ترانه ای، در قامت سفیرشاعر:اعظم اسماعیلی ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ بخوانید...
ادامه مطلب
«وطنم اسفاد»عشق اسفاد در اذهان شکوفا بادامهر ودوستی در افکار هویدا بادامردمش اهل دل ودر همه جا ورد زباناین دهِ خوش صفت از عیب مبرا باداهمه شادند ،ندارند غم و اندوه به دلعمر عزت نصیب و به درازا باداگذرانندشب خویش به صد شور وشَعَفاینشب و شوروشعف چون شب یلدا بادابر سر چشمه نشینند، نگرند آب روانیارب این آب روان، جاری و پویا باداهر پگاه می شنویم صوت هَزار وقُمریاین نواهای خوش الحان ، گوارا بادامردمش اهل عمل ، صادقند ودور زدَغَلچون مصمم بشوند ، مُلزَم الاجرا بادانام اسفاد نکو است و نکو خواهد ماندنیکنامی و وفایش، محفل آرا باداوصف اسفاد نگنجد بخیالت مهرانمردمانش همه کس اهل مدارا باداحسن شهریاری (مهران)۱۴۰۲/۱۰/۱جمعه بخوانید...
ادامه مطلب
اکثر این بزرگواران در قيد حيات نيستند. روحشان شاد + نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 6:29 توسط محمدرضا اسماعیلی | بخوانید...
ادامه مطلب
تصویر: آقای کربلایی حسین عبدی تصاویر تکمیلی در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
قلعه از هم به در شده مردم حرف ها بي اثر شده مردمكسي اينجا به فكر موندن نيست نفسي ديده ام در اين تن نيستهمه در فكر شهر و شغل قشنگ حرفه هاي پدر شده كم رنگپيرها مانده اند پابرجا همچو كوهي به روي اين صحراخونه ها پر سفر شده مردم  ...
ادامه مطلب
آقای چاکری معلم سپاه دانش و اهل سراوان بود که در اسفادخدمت می نمود و در خانه ی طبقه دوم مرحوم و کربلایی حسین حسنی روبروی خانه مرحوم حاج محمدتقی عظیمی ،ابتدای دالان منزل مرحوم حاج سید ابوتراب اسماعیلی سک...
ادامه مطلب
تقدیم به پسر دایی خوبم آقا رضای عابدینی فرزند محمد ولی***یک رضا دارد،جناب مد ولیگاه می خواند به آواز جلی از دوبیتی و فراقی شاد بود گفته اند خواننده اسفاد بودچند ماهی رفته تهران از قضابا زبان پایتخت شد ، آشنا آره می گوید ، فداتم ، جان من ای پدر! کی می دهی سامان من با صفا و با مرام و عالی است همچو گل بر قاب های قالی استشاعر : مرتضی حسینی اسفاد...
ادامه مطلب